وظيفه ام را انجام دادم
قبل از عمليات كربلاي پنج بود، بچه ها از مانور رزمي كه در نزديكي سد دز انجام شده بود، برگشته بودند. به دليل بارندگي و گل و لاي زمين، لباس اكثر بچه ها گلي شده بود، همگي خسته و كوفته لباس هايشان را بيرون آوردند و به خواب رفتند. صبح روز بعد وقتي از خواب بيدارشدند، با كمال تعجب متوجه شدند كه لباس هايشان شسته شده و پوتين ها واكس خورده است. پرس و جو از اين و آن شروع شد و حدس و گمان ها به كار افتاد و سرانجام مشخص شد كه چه كسي اين كار را كرده است. آن شخص كسي نبود جز« شهيد علي يار شول » ، فرمانده دلاور گردان و در پاسخ عذرخواهي بچه ها به اين كه چرا شما در حالي كه خودتان از ما خسته تر بوديد، متحمل اين زحمت شديد،گفت: در واقع من وظيفه ام را انجام دادم كه شما بهتر به كارهايتان برسيد.

سردار شهيد علي يار شول از غيورمرداني بود كه در سال 1337 در شهرستان سيرجان استان كرمان ديده به جهان گشود و در سال 1358 به عضويت سپاه در آمد و سرانجام پس از هفت سال خدمت صادقانه و شركت در عمليات هاي متعدد در غرب و جنوب كشور، در تاريخ7/11/1365 در مرحله دوم عمليات كربلاي پنج به فيض شهادت نايل آمد.
اين سال هم گذشت!

اين سال هم گذشت، تو اما نيامدي
خورشيد خانواده زهرا نيامدي
از جاده هميشه چشم انتظارها
اي آخرين مسافر دنيا نيامدي
صبحي كنار جاده تو را منتظر شدم
اما غروب آمد و آقا نيامدي
از ناز چشمهاي تو اصلا بعيد نيست
شايد كه آمدي، گذر ما نيامدي
امروزمان كه رفت چه خاكي به سركنيم
آقاي من اگر زد و فردا نيامدي!
فرصت بهانه ايست كه پاكيزه تر شويم
تا روبرويمان نشدي، تا نيامدي

عاشورا روح جاري در كالبد زمان
بسم الله الرحمن الرحيم

سيد و سالار شهيدان امام حسين (ع) پس از خطبه معروفي كه در روز عاشورا در برابر سپاه دشمن خواند و در آن به اصل و نسب ناپاك عبيدالله بن زياد پرداخت و از ويژگي هاي پيامبران و خاندانش سخن گفت و آمادگي خود را براي شهادت اعلام كرد، چند بيت از اشعار «فروه بن مسيك مرادي» را خواند و با اين بيت آغاز كرد:
فان نهزم فهزامون قدما
و ان نهزم فغير مغلبينا
اگر در اين كارزار ما به پيروزي رسيم امر جديدي واقع نشده زيرا ما از گذشته صاحب پيروزي بوده ايم و اگر در ظاهر شكست بخوريم در اصل باز هم پيروز ما هستيم.
امام حسين (ع) با خواندن اين بيت به گذشته و آينده اي مي پردازد كه خاستگاه عميق اعتقادي دارد. پرچمي را به اهتزاز در مي آورد كه هيچگاه فرو نمي افتد حتي اگر به ظاهر پرچمدار هم فرو افتد. اشاره ظريف امام حسين (ع) به اين حقيقت است كه مومنان با فهم دقيق آموزه هاي ديني و پشت سر گذاشتن برخي معيارهاي دنيوي و تشخيص صحيح نسبت ميان آموزه هاي ديني و معيارهاي مادي با آگاهي و ايمان راسخ به آينده قطعي اي كه براساس آموزه هاي ديني و به كارگيري درست معيارهاي مادي فراتر از آنچه كه غير مومنان از آن مي فهمند، آن گونه عمل مي كنند كه آينده متعلق به آنها خواهد شد و در اين باور قدسي هيچ گونه شك و ترديدي ندارند و چون اين امر را مسلم مي دانند قوي و قاطع عمل مي كنند، آنچنان كه گويي اندك تعلقي به دنيا و مافيها ندارند. آزاد و فارغ از هر چيزي به ميدان مي آيند و جانبازي و سرافرازي مي كند.
در اتفاقي روحاني و زيبا شخصي به نام «شيخ كاظم ازري» در ارتباط با موضوعي كه ذكر شد و در خصوص ارزش و اعتقاد مجاهدين راه خدا در عاشورا و عمق اين قيام الهي جاودانه، عالمانه و محققانه سرود:
قد غيرالطعن منهم كل جارحه
الا المكارم في أمن من الغير
سلاح هاي دشمن كه بيرحمانه و چندباره بر پيكر ياران امام حسين (ع) فرود مي آمد شكل آنها را به كلي تغيير داده بود اما سجايا، اراده، تشخص و هدف آنها را نتوانسته بود تغيير دهد.
در اينجا هم شاعر در تبعيت معنايي از شعر «فروه» مي گويد جسم ها مجروح، دريده و پايكوب اسبان شدند و از بين رفتند اما روح قيام و ايده آنها با زمان عجين شد و جاودان گرديد و امروز اين روح جاري در كالبد زمان سرمشقي مي شود براي مظلومان غزه كه بدانند بايد در برابر ظلم مقاومت كنند و تسليم نشوند اما بايد هزينه بدهند، همانطور كه امام حسين (ع) هزينه داد تا آنجا كه اسب بي صاحبش به سمت خيمه ها بازگشت و با وجودي كه امام حسين (ع) به اهل حرم سفارش كرده بود به هيچ وجه از خيمه ها خارج نشوند طاقت از دست دادند و به فرموده امام زمان (عج): «واسرع فرسك شاردا الي خيامك قاصدا مهمهما باكيا فلما رأين النساء جوادك مخزيا و نظرن سرجك عليه ملويا برزن من الخدور ناشرات الشعور علي الخدود لاطمات و الوجوه سافرات» اسبت در حالي كه از تسليم شدن به دشمن سركشي مي كرد شيهه كشان و ناله كنان با سرعت به طرف حرم رفت. هنگامي كه زنان حرم اسبت را بي صاحب و با زين واژگون و يال غرقه به خون ديدند از خيمه ها با موي پريشان و چهره گشاده بيرون دويدند در حالي كه به صورت خود لطمه مي زدند.
بأبي انت و امي يا حسين (ع)